از شدت سر و صدا مثل ڪلاف درهم پیچیده شده بود، از بس دو دستے بر سر خودش مے زد دیگر دست هایش تیر مے ڪشید، دلش میخواست یک جاے دنج و خلوت پیدا ڪند و مثل ابر بهار، هاے هاے گریه ڪند از وضع موجود خسته شده بود.
از وقتے چشمانش را باز ڪرده بود همین ڪاسه بود و همین آش.
با آن ڪه دختر بااستعدادے بود اما در نمودار درسهایش پسرفت بود ڪه گوے سبقت را از پیشرفت ربوده بود.
درس خواندن در آن وضع موجود برایش ممڪن نبود تا مے خواست تمرڪز ڪند لیوان و بشقاب بود ڪه پشت سر هم بر سر و روے مادرش مے خورد. اما انگار پدرش با این ڪار هم آسوده نمے شد و باید بدن مادرش را هر دفعه ڪبودتر مے ڪرد.
مادر بیچاره دیگر صبر کردن را سرلوحه ے زندگیش قرار داده بود. دیگر بعد از یک عمر زندگے بخاطر دخترش نمے خواست همه چیز را خراب ڪند.
او مثل ڪوهے مقاوم ایستاده بود تا دخترش در زیر سایه ے او رشد و پرواز ڪند. اما پدر گویے اصلا بویے از انسانیت نبرده بود تا ڪه نمے توانست آتش اجاق منقلش را روشن ڪند. آتش خشمش را بر روے زن و بچه اش روشن مے ڪرد.
ذره ذره آب شدن مادرش را درست مثل یخ بیرون از یخچال مے شد دید. اما او خودش را فداے دختر و آبرویش ڪرده بود. هر چند بدنش دیگر همه یڪدست ڪبود شده بود اما او ایستاده بود تا آینده دخترش سیاه و ڪبود نشود، او لب هایش مثل پسته خندان بر روے غریبه ها باز بود تا دخترش مورد سرزنش دیگران قرار نگیرد. او دست هایش را وقف گره گره زدن بر روے قالے ڪرده بود تا شرمنده تهیه امڪانات دخترش نشود. آرے مادر هر چند ڪه از رفتار و بے محبتے هاے شوهرش مدت ها بود ڪه ڪمرش خم شده بود اما در برابر سختے ها مثل ڪوه ایستاده بود. مثل ڪوهے ڪه حتے دریل مشڪلات هم نمے توانست به این راحتے ها در او نفوذ ڪند و او را فرو ریزد.
——————————–
۱: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «عذاب قبر از سه دسته از زنان برداشته می شود و اینان با فاطمه زهرا (سلام الله علیه و آله) محشور می شوند. اول زنی که بر غیرت بجا و بی جای همسرش صبوری کند؛ دوم زنی که بر بداخلاقی شوهرش صبر کند و سوم زنی که مهریه ی خود را به همسرش ببخشد. خداوند به هر یک از این زنان ثواب هزار شهید می دهد و برای هر کدام عبادت یک سال را می نویسد».ارشاد القلوب، ص 175.
۲:در روایت داریم هر زنی که بر بداخلاقی شوهرش صبر کند، خداوند پاداش آسیه - دختر مزاحم- را به او می دهد. مکارم الاخلاق، ج 1، ص 462.