به رسم عاشقی

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد .....
  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 

زیارتی از روی معرفت

28 تیر 1397 توسط فرشته های کوچک من
چند روزی به مشهد رفته بود، آن روز تصمیم گرفت که برای خرید مقداری سوغاتی گشتی در بازار امام رضا بزند. بعد از مدتی بخاطر خستگی روی صندلی نشست تا نفسی تازه کند. که همان لحظه یک خانم مسن هم در کنارش نشست. خانم مسن که از چهره لبخند به لبش معلوم بود راحت می… بیشتر »
 نظر دهید »

پدر خجالت زده

26 تیر 1397 توسط فرشته های کوچک من
پا که به میوه فروشی گذاشت شروع به قیمت گرفتن کرد، اما هر چی بیشتر می پرسید بیشتر ناامید وناراحت می شد با این قیمت های بالا نمی توانست چیزی بخرد. چون چند ماهی بود که بخاطر تعطیلی کارگاه تولیدیشان حقوقی دریافت نکرده بود. از فکر دخترش بیرون نمی رفت قول… بیشتر »
 نظر دهید »

پسری مرده

24 تیر 1397 توسط فرشته های کوچک من
صدایش تا خانه همسایه می رفت با عصبانیت تمام فریاد می زد، این دفعه اگر دختر بود خودم میکشمش! دو دختره بیچاره اش روزی هزاربار آرزوی مرگ می کردند، چرا که در نزد پدرشان جایگاهی نداشتند. مادر نیز با کوله باری غم آهی می کشید و در دلش می گفت دختر برکت است هر… بیشتر »
 نظر دهید »

منبع اصلی کمک 

18 تیر 1397 توسط فرشته های کوچک من
از وقتی گرفتاری برایش پیش آمده بود همه ی فکر و ذهنش درگیر این بود که چه کسی می تواند به او کمک کند. می خواست به اطرافیانش التماس کند تا گره کارش را باز کنند، اما اصلا متوجه منبع اصلی کمک نبود. خدایی که بهتر از هر کسی وقتی بنده از روی اخلاص او را صدا… بیشتر »
 نظر دهید »

شرط اصلی دوستی با خدا

17 تیر 1397 توسط فرشته های کوچک من
انسان قلبش با خدا باشد، کافی است و عمل به دستورات او ضروررتی ندارد، آن چه اهمیت دارد، درون انسان است. این تصور برخی افراد است. آنان معتقدند برای چه حجاب داشته باشیم؟ چرا نماز بخوانیم؟ همین که دلمان با خدا است کافی می باشد.  اما خداوند عمل به… بیشتر »
 نظر دهید »

شخص با عفیف 

11 تیر 1397 توسط فرشته های کوچک من
هر چند وضع ظاهرش خیلی مناسب نبود اما دنبال بی بندوباری و دوست پسر بازی هم نبود، و اصلا به کسی نخ نمی داد؛ اما از زمانی که پایش را از خانه بیرون می گذاشت مدام به او پیشنهاد دوستی می دادند و متلک ها بود که پشت سر هم بر سر او آوار می شد.  از وضع موجود… بیشتر »
 نظر دهید »

وام به خدا

06 تیر 1397 توسط فرشته های کوچک من
مدت ها بود که داشت پس انداز می کرد تا بتواند لباسی را که خوشش آمده بود بخرد. آخرین باری که پولش را حساب و کتاب می کرد درست اندازه همان لباس زیبا بود. تصمیم گرفته بود که فردا به بازار برود.  همان روز خواهرش به خانه شان آمد گفت: قرار است فردا از طرف… بیشتر »
 نظر دهید »

سیر تا پیاز اسرار زندگی 

05 تیر 1397 توسط فرشته های کوچک من
سیر تا پیاز اسرار و ناراحتی های زندگی زناشویی اش را برای دوستش تعریف کرده بود،  چون خیلی با هم صمیمی بودند و به یکدیگر اعتماد کامل داشتند.  یک روز بر سر مسئله ای از دست هم ناراحت شده بودند، و الان مدت یک ماه بود که دیگر با هم قهر بودند؛ و در… بیشتر »
 نظر دهید »

فوتبال ایران اسپانیا رو دیدی؟

01 تیر 1397 توسط فرشته های کوچک من
یه ایرانی میتونی پیداکنی بگه چون اسپانیا قهرمان جهانه و بهترین و با کیفیت ترین بازیکنهای دنیا رو داره من طرفدارشم؟ چون بازیکن های محبوب رئال و بارسلون تو اسپانیا بازی میکنن تشویقش میکنم و دوست دارم ایران رو ببره؟ محاله یه ایرانی پیدا کنی اینطوری بگه حتی… بیشتر »
 نظر دهید »
تیر 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

به رسم عاشقی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ائمه معصوم علیه السلام
  • احادیث
  • بدون موضوع
  • به روز
  • دیدار محبوب
  • میلاد عشق
  • نگاه مثبت

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

وبلاگ های من

  • کدبانوی خونه
  • به رسم عاشقی
  • خشت اول

آمار بازدید

  • باطن خراب پشت ظاهر زیبا
  • مادرهایی که پدر هم هستند...
  • عکس نوشته اربعین
  • ماه اردیبهشت که باشد عاشق می شوی 
  • مستاجر خدا
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس